الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

23

شرح كفاية الأصول

حجّيت ذاتى قطع در متن مذكور بحث مىشود كه آيا حجّيت قطع ( كه آثارى از جمله : لزوم حركت برطبق قطع ، و منجّزيّت و معذريّت قطع داشت ) لازم ذات قطع ، و خاصيت طبيعت آن است ( چنان‌كه زوجيّت ، لازم ذات اربعه و فرديت ، لازم ذات ثلاثه است ) تا آنكه نيازى به جعل نداشته باشد ، يا نه ؟ مصنّف مىفرمايد : حجّيت و تأثير قطع و ترتيب آثار قطع بر قطع ، ذاتى و فطرى آن است و از لوازم ذاتش به شمار مىرود . و به‌همين‌جهت ، لازم نيست كسى ، حجيّت قطع را جعل كند ، بلكه وقتى قطع ، پيدا مىشود ، حجيّت آن نيز بالعرض ، قهرا پيدا مىشود و نيازى به جعل بسيط و جداگانه‌اى از جعل خود قطع ، نمىباشد . توضيح مطلب - « جعل » بر دو قسم است : 1 - جعل بسيط : كه همان « جعل الشىء » است ، مثل : « خلق الإنسان » ، يعنى خداوند ، انسان را آفريد . اين جعل ، مفاد كان تامّه است . 2 - جعل تأليفى ( مركّب ) : اين همان « جعل شىء شيئا » است . مثل : « علّمه البيان » ، يعنى خداوند ، انسان را ، پس از آنكه خلق نمود ، داراى بيان كرد ( جعل الانسان ذا بيان ) اين جعل ، مفاد كان ناقصه است . مصنّف مىگويد : جعل تأليفى بين قطع و حجيّت آن ( يعنى اينكه خداوند ، قطع را حجّت كند ) امكان ندارد ، زيرا جعل تأليفى و تركيبى حقيقى بين شىء و لازم ذات آن شىء ، معقول نيست ، و لذا « جعل الأربعة زوجا » صحيح نيست ، زيرا به مجرّد جعل « أربعه » ، زوجيّت نيز همراه آن مىآيد ( الزوجيّة تنجعل بجعل الأربعة ) « 1 » و يا به مجرّد

--> ( 1 ) . به تعبير مرحوم شيخ عبد الحسين رشتى ( صاحب شرح كفايه و شاگرد مرحوم آخوند « قده » ) : « متى كانت الأربعة غير زوجة حتى يجعل لها الزوجيّة » ، يعنى چه زمانى است كه اربعه باشد ، ولى زوج نباشد ، تا اينكه نياز شود به اربعه ، زوجيّت داده شود .